از ماست که بر ماست

در تاریخ 29 نوامبر سال جاری در سوئیس طرحی به رفراندوم گذاشته خواهد شد با عنوان «ممنوعیت مناره» که بر اساس آن ساخت مناره برای مساجد در سوئیس ممنوع خواهد شد. طبق آخرین نظرسنجی اعلام شده ، احتمال رأی آوردن این طرح هنوز پنجاه-پنجاه است. با این حال ، ارائه دهندگان و حامیان این طرح که اکثراً گروه های راست گرا هستند ، به تأیید آن توسط مردم سوئیس بسیار امیدوارند. گذشته از تصویب شدن یا نشدن این طرح ، موضوع اصلی مورد بحث در اینجا اصل مطرح شدن این طرح و پیشنهاد های مشابه در راستای محدود ساختن مسلمانان در کشورهای اروپایی و غربی است.

مسلماً نمی توان این واقعیت را نادیده گرفت که تبلیغات گسترده ای از سوی محافل خاص در غرب بر علیه اسلام و مسلمانان در جریان بوده و هست. که گاه گاه همین تبلیغات باعث مطرح شدن طرح های محدودگرانه برای مسلمانان ساکن این کشورها و بعضاً تصویب آنها توسط مردم و یا حکومت ها می گردد. اما آیا این تمام علت این چنین برخوردهاست؟ و آیا اینکه ما هر نوع برخوردی در مقابل مسلمان ها را صرفاً به تبلیغات و توطئه غرب و یا در دسته بندی خاص به صهیونیسم نسبت بدهیم ، ما را در ریشه یابی مشکل به توفیق خواهد رسانید؟

من به عنوان یک اصل در زندگی معتقدم زمانی که با برخورد منفی و یا دشمنانه از سوی دیگران مواجه می شویم ، در قدم نخست از خود بپرسیم «خود ما ،به عنوان یک طرف مناقشه ، در به وجود آمدن این برخورد چه نقشی داشته ایم و به چه میزان تأثیرگذار بوده ایم؟» به عبارت دیگر در یک بازبینی از رفتار خود ببینیم که کدام برخورد و یا رفتار ما باعث ایجاد و یا حداقل تشدید این بحران شده است. به نظر می آید این ایده می تواند ما را در ریشه یابی مشکل کمک نموده و نهایتاً به سوی حل و فصل معضلات پیش آمده رهنمون سازد. هرچند اغلب چنین می پنداریم که ما در قضایا و مناقشات کاملاً بی تقصیر هستیم(البته بعید نیست که گاه واقعاً چنین باشد).

photo:20Minuten

 بر اساس همین دیدگاه باید پرسید «ما مسلمانان خود در به وجود آمدن برخوردهای غیر دوستانه و گاه خصمانه از سوی دیگران و همچنین کارساز شدن تبلیغات منفی محافل و حلقات خاص ، تا چه اندازه دخیل هستیم؟» و اصولاً ما مسلمان ها به حیث کسانی که خود را پیرو و تأثیرپذیر از اسلام می دانیم ، چه سیمایی از این دین به دیگران ارائه می کنیم؟ آیا عملکرد گروه هایی که خود را آیینه تمام نمای اسلام به دنیا معرفی می کنند و تحت این عنوان و به نام اسلام دست به هرگونه دهشت افکنی و ترور و اعمال خشونت بار می زنند ، ضربات به مراتب مهلکتر از تبلیغات دشمنان به پیکر اسلام نمی زند؟ و آیا حکومت هایی که خود را وارث منحصر به فرد «اسلام ناب محمدی» می پندارند اما در زیر این لوا جز به نفرت پراکنی و تنش زایی در دنیا ، نمی پردازند ، نقشی کمتر از صهیونیسم در تخریب چهره اسلام ایفا می کنند؟ آیا رفتار آنهایی که از بالای منبر مسلمانی همه را به راه راست می خوانند اما خود در قلمرو خویش و با مردم تحت حکومت خود «آن کار دیگر» می کنند ، در افول اسلام و مسلمانی قابل نادیده گرفتن است؟ آیا ظلم و اجحاف در حق زنان و سوق دادن جوامع به سوی بربریت و توحش به نام ترویج و تطبیق «شریعت غرای محمدی» نتیجه ای جز مضحکه شدن این شریعت در نزد دیگران دارد؟ و آیا در وضعیتی که سخنرانی به ظاهر ضد اسرائیلی رئیس یک حکومت اسلامی بیشترین بازدهی تبلیغاتی را برای صهیونیست ها دارد و راضی ترین افراد از این سخنان اسرائیلی ها می باشند، نیازی به اقدام خصمانه از سوی دشمنان دین می باشد؟ و بالاخره آیا این همه اختلاف و تفرقه بین مسلمان ها و نقش پر رنگ آنها در اغلب جنگ ها و خونریزی های گوشه و کنار دنیا کافی نیست که ذهنیت غیر مسلمانها که اکثراً آگاهی چندان عمیق از حقیقت اسلام ندارند ، نسبت به این آئین دچار تغییر گردد و در قضاوت آنها در بارۀ مسلمانها تأثیر کاملاً منفی بگذارد؟

به راستی تا کی باید در توهم توطئه زندگی کنیم و تا چه وقت باید نتیجه کج اندیشی ها و اهمال کاری های خویش در امور دین را به تبلیغات منفی دیگران نسبت دهیم. و تا چه زمان می خواهیم به جای پذیرش واقعیت ها و اصلاح رفتار و کردار خویش ، به فرافکنی و فرار از حقیقت روی بیاوریم؟ و تا کی باید اسلام از مسلمانی ما آسیب و لطمه ببیند؟ 

/ 6 نظر / 43 بازدید
رفیعی

سلام مطمئنم که زنان سوییس طرفداربودن این مناره ها است ولی مردان ممکن ازاین بابت احساس خجالت کنند ومخالفت می کننند به این صورت میشه پنجا پنجا .....

افغان بلاگر

سلام همان جمله از ما است که بر ما است خلاصه ترین و کافی ترین جواب این مسایل است. پاینده باشید

فرید صلواتی

اینبار می خواهم غدیر را به گونه ای دیگر به شما تبریک گویم[گل]

محمد جمیل علیپور

سلام و مراتب احترام ! بايد بگويم خيلي خوشحالم از اينكه با ادرس وبلاگ تان آشنا شدم مطمئينم سعي ميكنم وقت پيدا كنم و از نوشته هاي تان فيض ببرم و در ضمن پيرامون اين سوال " انسان چگونه يك موجود است ؟ " نتوانستم به يك پاسخ مقنع دست پيدا كنم ، بنا براين خواستم اين سوال را با شما در ميان بگذارم و درجستجوي تعريف شما از انسان بپردازم تا شايد به يك نتيجه اي برسم ، آيا ميتوانيد نظر تان را از ما دريغ نفرماييد ؟ اگر وقت داشتيد اين منت را بگذاريد و ما را از نظر ارزشمند تان محروم نسازيد . بااحترام

dost

بسیجی مسلمون واقعی نیست آخوند مسلمون واقعی نیست طلبان مسلمون واقعی نیست پاکستانی ها مسلمون واقعی نیستند عربستان هم اسلام واقعی را معرفی نمیکند داعش هم که وحشی است مسلمون واقعی نمیتونه باشه حماس و حزب الله لبنان هم تروریست هستند مسلمون های واقعی نیستند مسلمانان آفریقا هم که چیزی از اسلام نمیدونند و مسلمونهای واقعی نیستند .......... البته شاید باور نکنید دوستی مسلمون داشتم که مدعی بود مسلمونهای واقعی ژاپنی ها هستند وقتی بهش گفتم که اصلا ژاپنی ها که مسلمون نیستند در جواب گفت نه تو اسلام واقعی رو نشناختی اسلام واقعی اون چیزی نیست که این مسلمونها میگن بعد بهش گفتم شاید منظورت اینه که اسلام حتی تو قران هم نباشه در جواب گفت نه اگر کسی قران رو بفهمه اون وقت اسلام واقعی رو هم میفهمه در جواب بهش گفتم حالا چه جوری میشه قران رو فهمید بعد گفت این دیگه کار منو تو نیست درک قران نیاز به دانش بسیار بالا داره که از دسه هر کس بر نمیاد بعد بهش گفتم برای مثال مهندس های ژاپنی خوب قران رو فهمیدن دیگه درسته ؟ گفت نه نه منظورم اینه که آدم باید احساسات پاک انسانی داشته باشه شعور داشته باشه فهم داشته باشه دانش داشته باشه خوب و بد رو