با چنین دوستان ، علی را چه حاجت به دشمن

به مناسبت زادروز انسانی که هرگز تکرار نخواهد شد.

 

    شاید شنیده و یا خوانده باشید که در رابطه با علی دو دسته دچار هلاکت می گردند. گروهی از راه افراط در دشمنی با او و دسته دیگر به سبب افراط و انحراف در دوستی. در این یادداشت کوتاه کوشش بر آن است که به صورت گذرا نگاهی به چگونگی و چرایی دوستی هایی که انسان را دچار گمراهی می سازد ، داشته باشیم. باید گفت ریشه منفی جلوه کردن این قسم دوستی ها و ارادت ها در تأثیر سوء و مخرب آنها در عقاید دینی و مشوّه ساختن وجهه علی در انظار دیگران است. در یک نگاه اجمالی گروههایی که ظاهراً به واسطه  دوستی با علی در واقع در مسیر دشمنی با او و آرمانهایش حرکت می کنند را می توان به دو دسته تقسیم نمود:

الف- گروهی که از روی ناآگاهی و نادانی در قالب دوستی باعث ضربه به وجهه علی می گردد.

ب- دسته ای که با جای دادن خویش در جمع پیروان علی و استفاده سوء از نام او کارهای ناشایست خویش را به علی منتسب نموده و از وجهه علی برای اعمال خویش اعتبار می تراشند.

در توضیح بیشتر در بارۀ این دو دسته می توان گروه الف را که تعبیر «دوستان جاهل و یا افراطی» برای آنها بی مناسبت نیست، به صورت زیر تفکیک کرد:

1- غلوکننده ها (غُلات)*:

    این دسته کسانی هستند که در دوستی و محبت به علی آن قدر به انحراف و افراط کشیده شده اند که بعضاً مرتبه خدایی برای علی قائل شده اند. تأثیر این عده در جهت تخریب چهره علی و شخصیت او به دو علت به اندازه دیگر گروهها نیست. اول اینکه انحراف اینها آن قدر واضح و آشکار است که تقریباً همگان متوجه گمراهی آنها هستند به همین علت از سوی سایر مسلمانان مترود هستند. دوم اینکه در نتیجه همان مترود بودن ، آنها بسیار در اقلیت هستند و در نتیجه دارای برد تبلیغاتی آن چنانی برای تأثیرگذاری در باورهای عمومی نیستند.

2- غلوکننده های خفیف :

    این گروه که متأسفانه شمار آنها در جامعه شیعیان کم نیست ، در واقع یک گروه یا فرقه مشخص نیست بلکه یک نوع باور ناصحیح است که در میان جمع زیادی از اهل تشیع رواج دارد و خود را با باورها و عقاید برحق و درست آنها در هم آمیخته است به قسمی که تفکیک آن برای همگان آسان نیست. به نظر می رسد این گونه اعتقادات تحت تأثیر باورهای نادرست عده ای از مسیحیان نسبت به عیسی مسیح وهمچنین به عنوان نوعی واکنش به ادعاهای اینچنینی مسیحیان و یهودیان به وجود آمده است ، تا به اصطلاح پیروان علی هم در بالا بردن شأن امامشان از قافله عقب نمانده باشند. بر اساس این عقاید برای علی ماهیت فوق بشری و غیر انسانی تصویر می گردد. اعتقاد به خلقت علی قبل از همه انسانهای دیگر و یا توسل پیامبران قبل به علی و خاندان او و گره گشایی علی از کار افراد و اشخاصی که سالها و قرنها قبل از تولد او می زیسته اند  و نسبت دادن کارها و اعمالی مافوق بشری نامعقول به او در جمله این باورهای غلط است. جای تأسف اینجاست که القاء برخی از این باورهای نادرست بعضاً از کتبی سرچشمه می گیرند که در نظر بسیاری از شیعیان جزء منابع معتبر و قابل استناد به شمار می آیند. و گاه این چنین مطالب عاری از حقیقت با استناد به روایاتی از پیامبر و ائمه ترویج می گردند.

    ظاهراً هدف اینگونه اشخاص از نسبت دادن خصایل و رفتارهای نامعقول و دور از حقیقت به امام علی ، که هیچ ارتباطی به شخصیت و جایگاه والای انسانی او ندارند ، به زعم خودشان بالا بردن شخصیت علی در اذهان مردم و معرفی او به حیث یک فرد کاملاً غیر عادی و بی نظیر است. غافل از اینکه شخصیت وارسته علی و منزلت و جایگاه والای او در نتیجه خودسازی و کنترلی است که بر نفس خویش روا داشته است و نیازی به این قبیل شخصیت تراشی ها از سوی دیگران ندارد. در حالیکه قرآن کریم پیامبر را بشری مثل سایرین معرفی می کند نه بیشتر، عده ای سعی می کنند پیامبر و  هم علی را موجوداتی مافوق انسانی که هرچند ظاهراً فرزندان عبدالله و ابوطالب هستند اما در واقع خلقتشان قبل از همه انسانهای دیگر و به گونه ای استثنایی صورت گرفته است، جلوه دهند. و آنها را نظرکرده خاص خداوند و یا حتی دلیل آفرینش کون و مکان معرفی کنند. و به خیال خویش با تصویر چنین جنبه های غیرواقعی برای شخصیت این پیشوایان ، ارزش و مقام آنها را بالاتر ببرند. هرچقدر نشر چنین عقاید خرافی و باطل برای مبلغین آنها و پیروان خاص چشم و گوش بسته آنها جذاب و به باور خودشان باعث تقویت ایمان شمرده می شود ، در نزد اهل خرد و روشنفکران نتیجه ای جز به سخره گرفتن دین و خدشه دارکردن وجهه پیشوایان دینی  و پایین آوردن ارزش جانفشانی ها و از خودگذری های آنها برای اعتلای دین (با نادیده گرفتن انتخاب و اراده انسانی آنها) ندارد.

    برای آسانی فهم تأثیر منفی باورهای فوق در این سؤال کمی تعمق کنیم: آیا رفتار و عملکرد بی بدیل و تکرار ناشدنی علی به عنوان یک انسان عادی و فرزند ابی طالب ارزشمندتر است یا به حیث کسی که قبل از تولد نظرکرده خاص خدا و عزیزدردانه او بوده است. و قبل از آنکه خود بخواهد برای این کارها خلق گردیده است. به عبارتی تندیس وجودش از گلی غیر از گل دیگر انسانها سرشته شده است. که اگر اینگونه بوده است پس از چنین انسانی (یا به تعبیر بهتر مافوق انسان) انتظاری غیر از آنچه انجام داده است ، نبوده است. و اصولاً رفتارها و جهت گیری های نیک او در دوران زندگی هیچ ارزش شخصیتی برای او به بار نمی آورد. که اینها همه خواست و اراده خالقش بوده است و او این چنین برنامه ها را می توانسته است با خلقت هر فرد دیگری غیر از علی هم پیاده کند. در این صورت هم عدالت خداوند زیر سئوال می رود وهم ارزش اعمال و رفتار علی سقوط می کند. و این بزرگترین اهانتی است که از سوی اشخاص به ظاهر محب و پیرو علی به او روا داشته می شود.

3- تنگ نظران:

    این عده گروهی از اهل تشیع را تشکیل می دهند که معتقدند علی تنها متعلق به آنهاست و فقط آنها هستند که حق اظهار نظر و حتی پیروی از او را دارند. از نظر اینها راه رستگاری تنها از روزنه باریک شیعه گری افراطی می گذرد و پیروان دیگر ادیان و مذاهب در گمراهی محض به سر می برند. نتیجه این بینش تنگ نظرانه محدود ساختن شخصیت فرا مذهبی علی در چهارچوب تنگ یک مذهب خاص است. در حالیکه او  را در هیچ مرز و چهارچوکاتی نمی توان محدود کرد. و علی متعلق به همه کسانی است که نسبت به او احساس تعلق می کنند.

4- تصویرگران خشونت:

    این دسته افرادی هستند که در قالب ابراز ارادت و دوستی ، اعمال خشونت بار و غیرانسانی را به علی نسبت می دهند. به طور مثال برای اینکه او را قوی و پرزور و در زورورزی بی همتا جلوه دهند ، در نسبت دادن هرگونه اعمال خشونت آمیز به او ابایی ندارند. و به بزرگنمایی بیش از اندازه مجاهدت ها و رشادت های علی می پردازند. با به تصویر کشیدن تمثال یک فرد شمشیر بدست و غضبناک چنین وانمود می کنند که علی (همان علی که بیست و پنج سال خانه نشینی را بر تیغ از نیام کشیدن ترجیح داد.) همواره مهیای گردن زدن بوده است. از باب نمونه کتاب «حمله حیدری» را ببینید.

    اما گروه دوم(ب) یعنی کسانی که از نام علی برای پیشبرد منافع خویش استفاده کرده و یا می کنند. این دسته معمولاً ازمیان رهبران دینی و یا سیاسی هستند که دین را به نام خود مصادره نموده اند. به نظر می رسد ضرباتی که این گروه بر پیکره دین و وجهه پیشوایان دینی می زنند از هرکدام از گروهای قبل بیشتر باشد. و علت آن هم د ر این است که اینها اغلب اشخاصی بوده و یا می باشند که حکومت اسلامی را در اختیاردارند و یا دارای نفوذی در حاکمیت هستند  و به اصطلاح دستی در کاسه حکومت دارند. بنابراین نقش تبلیغاتی بسیار گسترده ای دارند و همچنین به جهت جایگاه حساسشان رفتارهای اجتماعی شان از دید مردم دور نمی ماند.

      این افراد نه تنها ادعای پیروی بلکه جانشینی علی را دارند و بنابراین تمام رفتارها و عملکردهای شان را الهام گرفته از عملکرد علی و روش حکومتی او می خوانند و بدین ترتیب به نوعی  از زیر بار مسؤلیت اعمال خویش شانه خالی می کنند. روش آنها برای تداوم اقتدار و حاکمیتشان به این صورت است که همواره زمان و حکومت خویش را با دوران امام علی به مقایسه می گیرند و خود و اعمالشان را با علی و عملکردش و مخالفانشان را با دشمنان عصر علی همانند می کنند. و چنین القاء می کنند که هرگونه مخالفتی با آنها و سازوکار حکومتی شان به منزله دشمنی و مخالفت با علی است. هرگاه با مخالفت و یا حتی انتقادی جدی مواجه می گردند ، کوشش بر این دارند که برای مخالفان و یا منتقدان نمونه ای از میان دشمنان علی بیابند. به این ترتیب آنها هرگونه دروغ و فریب و حتی ظلم و جنایت را که مرتکب می شوند با منتسب کردن خود و اعمال خویش به علی ، آن را توجیه می کنند. البته این بهره گیری ابزاری از سوی حاکمان تنها مختص به سوء استفاده از وجهه امام علی نیست بلکه دیگر پیشوایان دینی و اساساً دین به ابزاری برای تداوم حاکمیت آنها تبدیل گردیده است. و اینان با عنوان «دینی کردن حکومت» در واقع «دین را حکومتی» می کنند تا از آن برای پیشبرد مقاصد سیاسی و قدرت طلبانه شان بهره گیری نمایند. هرچند ممکن است در درون جوامع مسلمان بسیاری متوجه جدایی راه آنها و علی گردند اما دربسیاری دیگر هم ذهنیت منفی و تاریکی نسبت به علی و به طور کل نسبت به مذهب به وجود می آید. متأسفانه أثرات و تبعات منفی این استفاده ابزاری از دین و پیشوایان دینی درمیان غیر مسلمانها بسیار بیشتر می باشد و آنها که شناخت دقیق از اسلام ندارند و با ماهیت واقعی دین آشنایی کافی ندارند رفتار های این چنینی رهبران مسلمان را ملاک قضاوت در باره اسلام قرار می دهند. چنانکه امروزه شاهد هستیم از همین طریق اسلام صدمات جبران ناپذیری می بیند به قسمی که می توان  گفت اسلام در حال حاضر در برابر این دشمنان دوست نما کاملاً بی دفاع مانده است. که با داشتن چنین به ظاهر دوستانی دیگر نیاز به دشمن نیست.

 

*در افغانستان گاه به غلط واژه «غلات» را برای فرقه ای از اهل تشیع به کار می برند که در اینجا به هیچ وجه  منظور نظر من آنها نیست.      

 

 

/ 3 نظر / 121 بازدید
مریم

همیشه بر قرار باشید.

عليرضا

سلام. قسمتی از مطلب شما رو خوندم.چون کامل نخوندم نمی خوام اظهار نظر کنم فقط در قسمتی اشاره فرموده بودید به غلو کننده های خفیف و توضیحاتی مرقوم فرموده بودید.من چند سال پیش در جایی(فک می کنم کتابی یا مجله ای بود)خوندم که در زمان جنگ جهانی(باز کودوم جنگ جهانی رو دقیقن یادم نیست)در هنگام کندن زمین(فک می کنم برای ساخت سنگر)کتیبه ای یافت شده که به زبان عجیبی جملاتی بر روی اون نوشته شده بوده و این کتیبه هم بسیار قدیمی بوده.پس از تحقیق و تفحص بسیار (شاید حدود چند سال) باستان شناسان متوجه می شن که این کتیبه کتیبه ای بوده که حضرت نوح بر بلند ترین نقطه در کشتی خودش اون رو قرار داده بوده و متن اون کتیبه هم پس از مدت ها توسط خط شناسان خبره ترحمه می شه که در اون متن نوح خداوند رو به 5 تن قسم داده بوده و از خدا خواسته بوده که در مقابل بلایا از این کشتی مراقبت کنه.جالبه بدونی نام حضرت علی(علیه السلام) رو ایلیا و نام حضرت زهرا(سلام ا... علیها) رو هم فاطیما ذکر کرده بوده.

عليرضا

نکته ی دیگری هم هست توجه شما رو بش جلب می کنم.در قرآن کریم خداوند هنگام توضیح گناه آدم و ندامت کاری او می فرمایند:"به نام خدا وند بخشنده ی مهربان"‌ " و خداوند را به آن چیز ها قسم داد..." دقیقن نمی دونم کودوم آیه هستش اگه بخوای برات پیدا می کنم.من خودم این آیه رو خوندم و معنیش هم دقیق یادم نیست اما مفهومش این بود که حضرت آدم(علیه السلام) اون اسم ها رو بر زبون اورد یا خدا رو به اون اسم ها(چیز ها)قسم داد سپس بخشیده شد.این آیه ی قر آنه اگه بخوایم به روایات استنادک نیم در روایات اومده که حضرت آدم(علیه السلام) خدا را به 5 تن قسم داد و اون دعای معروف(یا حمید به حق محمد یا عالی به حق علی یا فاطر و به حق فاطمه یا محسن به حق الحسن یا قدیم الاحسان به حق حسین (علیهما سلام)) رو زمزمه کرد و سپس خداوند اون حضرت رو بخشید. همه ی حرفم اینه.مسلمن نمی تونید به سادگی هر چه تمام این موارد رو نقض کنید.در مورد مقام فوق بشری حضرت علی(ع) صحبت کرده اید.اتفاقن پیامبر اکرم(صلی ا...) دقیقن با همین مضمون حدیثی دارند.ایشون می فرمایند:" ها علی بشر کیف بشر" که معنی تحت الفظی آن به این معنی است"اگر علی بشر