تلویزیون در سیطره فیلم و سریال های هندی

یکی از دلایل بی مهری این تلویزیون ها به هنرمندان داخلی همانطور که اشاره رفت استفاده بی حد و حصر از تولیدات هندی است. که البته مهجور ماندن سینماگران داخلی تنها و بزرگترین اثر منفی پخش بی رویه این گونه فیلم و سریال ها نیست. بلکه بزرگترین خسارتی که این تولیدات به اصطلاح هنری در پی دارند پائین آوردن سطح درک و تحلیل مخاطبان و تماشاگران آنها که در جامعه افغانی کم هم نیستند ، می باشد. هرچند این ایده درستی است که باید آثار فرهنگی و هنری را متناسب با میزان درک و فهم مخاطبان ساخت. اما این هم یک واقعیت است که متقابلاَ آثار سمعی و بصری هم می توانند در بالا بردن قدرت تجزیه و تحلیل تماشاگران تأثیر مثبت یا منفی داشته باشد. وقتی اثری دارای ساختاری بسیار ابتدائی و پیش پا افتاده و فاقد هرگونه محتوای قابل تأمل باشد و به عبارتی مخاطب را به تفکر عمیق تر وادار نکند ، در جهت مقابل و منفی آن تأثیرگذار خواهد بود. یعنی یک محصول سینمائی سطحی و فاقد محتوای ارزشمند بیننده گان را نیز به سطحی نگری و ساده اندیشی عادت خواهد داد. برای روشن تر شدن مطلب ذکر این این مثال خالی از فایده نیست: تصور کنید دولت یا ارگانی برای مدت طولانی چندین ساله به همه مردم کشور غذای کاملاَ گرم و آماده ارائه کند ، حتماَ خواهید گفت که یکی از عمده ترین اثرات منفی چنین اقدامی ایجاد عادت تنبلی و ازبین بردن روحیه تلاش و کوشش در میان مردم خواهد بود. همین گونه است تولیدات فرهنگی- که خوراک فکری مردم هستند- عرضه بی رویه آثار فرهنگی و هنری سطحی و بی محتوا که باعث انگیزش تأمل و تفکر مردم نمی شود بلکه با ارائه داستانها و موضوعات تکراری و پیش پا افتاده و بچه گانه ، مردم را به سطحی اندیشی و عدم تأمل در مسائل عادت می دهند. حال بگذریم از اینکه بسیاری از فیلم های هندی اشاعه دهنده خرافات و مسائل انحرافی نیز هستند.

اما از زاویه دیگر اگر به مسئله نگاه کنیم باید گفت که گردانندگان تلویزیون ها - که اکثراَ خصوصی و فاقد پشتوانه مالی دولتی هستند - نیز بنا به دلایلی اقدام به خرید و پخش فیلم و سریال های هندی می نمایند. که از آن جمله می توان به پر مخاطب بودن این گونه فیلم و سریال ها در افغانستان و همچنین بهای نسبتاَ پائین آنها در مقایسه با تولیدات سایر کشورها نظیر امریکا است. اینکه محصولات و شنیداری و دیداری هند در بین مردم افغانستان دارای هواخواهان زیادی است یک واقعیت است به قسمی که کافی است نام یک فیلم هندی را برای یک افغان بگیرید او نه تنها داستان آن را بلکه نام بچه فیلم و دختر فیلم و تمام دست اندرکاران آن را برایتان خواهد گفت. و این مسئله تنها امروز گریبانگیر جامعه مانیست بلکه از دیرباز متأسفانه در غیاب فعالیت های فرهنگی هنری درخور توجه وطنی - که عامل اصلی آن جنگ و نابسامانی های سه چهار دهه اخیر بوده است- پای محصولات هندی به سینماها و تلویزیون افغانستان کشیده شده است. و البته سطحی و کم محتوا بودن فیلم ها از جمله دلایل مواجه شدن آنها با اقبال عمومی بوده است. چرا که داستان های تا حدودی بچه گانه و پیش پا افتاده این فیلم ها برای مخاطبانی که -بنا به اقتضای اوضاع نابسامان کشور و به شدت سنتی بودن جامعه - اکثراَ بی سواد و یا کم سواد هستند ، به آسانی قابل درک و فهم می باشند.

اما سؤال اینجاست که آیا ما صرفاَ به دلیل پرمخاطب بودن و صرفه اقتصادی این قبیل فیلم ها مجاز هستیم آنها را در جامعه ترویج کنیم؟ در جواب این پرسش برمی گردیم به همان نکته ای که در ابتدا اشاره شد یعنی تولید و عرضه محصولات فرهنگی متناسب با ذائقه مخاطبان و از طرف دیگر تأثیر آنها بر ذائقه فکری تماشاگران. هرچند ارائه کنندگان برنامه های فرهنگی و هنری باید سلیقه و خواست بینندگان را در عرضه و پخش برنامه هایش مورد توجه قرار دهد اما صرفاَ حرکت بر اساس ذایقه عمومی نیز کار صحیحی نخواهد بود. بلکه یکی از رسالت های نهادهای تبلیغاتی و مانند تلویزیون اصلاح ذائقه عمومی و ذائقه سازی در جامعه است. به این صورت در کنار درنظر گرفتن خواست و سلایق مردم باید با عرضه محصولات پر محتوی و درعین حال جذاب سطح ذائقه مردم را بالا تر برد. و مسلماَ یکی از  راههای بالابردن سطح سلیقه مخاطبان بها دادن به هنرمندان و فیلم سازان و حتی هنرجویان این رشته است. و در جامعه ما به ویژه در میان نسل جوان و اکثراً مهاجر کم نیستند افراد مستعد و علاقه مندی که اگر کمی مورد توجه و حمایت  قرار بگیرند ، می توانند سرمایه های مفید فرهنگی و هنری برای کشور باشند.

یکی از افراد علاقه مند و مستعد در عرصه سینما که من چند سالی است از نزدیک با او و بعضی از کارهایش آشنائی دارم آقای حسین عباسی است که چهار سالی است ساکن شهر بازل سوئیس می باشد. علاقه مندی به سینما و تلاش و کوشش در این راه یکی از ویژگی های بارز آقای عباسی است. تا جائیکه در همین چهار- پنج سال مهاجرت به اروپا با وجود مشکلات فراوان فراروی نظیر زبان بیگانه و ... باز هم از تلاش دست بردار نبوده و حاصل آن هم کار های نسبتاَ خوبی از وی بوده است. به گونه ای که فیلم اخیر وی «نامه ها» موفق به کسب مدال و جایزه در دو جشنواره معتبر سوئیس شده است. این فیلم در فستیوال فیلم سوئیس که در شهر بازل برگزار گردید ، به مقام دوم دست یافته و مدال نقره آن را از آن خود نموده است و در فستیوال  SWISS.MOVIE   که در شهر برن دایر گردید ، جزء هشت فیلم برتر جشنواره انتخاب گردید و جایزه ویژه آن را به خود اختصاص داد.

به هر حال آقای عباسی و هنر جویان و هنرمندانی مثل وی که در جامعه کم نیستند ، می توانند با کمی توجه و حمایت از سوی رسانه های تصویری فعال در عرصه فیلم و سینما افرادی باشند که در خلاء فرهنگی و هنری فعلی مفید فایده واقع گردند. و حلقه محاصره فیلم و سریال های هندی برشبکه های تلویزیونی افغانی را تا حدودی بازتر نمایند.

 

/ 1 نظر / 27 بازدید
حسین عباسی

با سلام خدمت خوانندگان محترم و آقای باقر عادلی بسیار خوشحالم که بعد از وقفه ی چند ماهه دوباره وبلاگ تان را بروز میکنید وامید وارم که این روند ادامه یابد و بتوانیم از وجود شما بهرمند شویم و تشکر وسپاس فراوان از اینکه از بنده ی حقیر یادی نمودید. امید وارم که موفق وموید باشید.