...اگر نه از پستان آویخته می شوید!

    به یاد دارم که زمانی از یکی از خانم های هموطن که نشان می داد بسیار مقید به مسائل دینی است ، سؤال کردم چطور در این ملک ها (اروپا) هنوز هم این قسم به حفظ حجابت مقید هستی. اینجا که کدام مجبوریت و تحمیل بر سرت نیست. او در پاسخ گفت که از ملاهای دینی شنیده است که رسول خدا در سفر معراج زنی را دید که به موی سرش آویزان شده بود. و زنی دیگر را مشاهده کرد که مأمورانی گوشت های بدنش را با قیچی پارچه پارچه(تکه تکه) می کردند و زن دیگری که از پستانهایش آویخته شده بود و...( در حالی که همه این زنان زنده بوده است). وقتی پیغمبر از جرم این زنان جویا می شود پی می برد که اولی در دنیا موهای خود را نپوشانیده است و دومی خود را به مردان می نمایانده است و زن نگون بخت سوم در بستر از شوهرش اطاعت نمی کرده است. در آخر این خانم گفت که به خاطر هراس از چنین مجازات هایی این گونه مقید به حجاب است.

    گپ های او من را  عمیقاً به این فکر برد که ملاها و رهبران مذهبی ما چطور ذهنیتی از خدا به ما داده اند. به قسمی که خدا در ذهن عوام به حیث یک «میرغضب» تجلی یافته است تا یک خالق رؤف و مهربان. به راستی آیا ساختن و بیان چنین روایت ها- از جانب هرکس که باشد- جز این که خداوندگار هستی بخش سراسر لطف را به حیث یک وجود (فرد) سادیستی معرفی می کند که از شکنجه کردن موجودات ضعیف و بی اختیار آفریده دست خود  لذت می برد ، نتیجه دیگری دارد؟

    غلط بودن برداشتهایی که چنین رویه های خشونت بار و وحشیانه را به وجود پر از محبت پروردگار نسبت می دهد آنچنان آشکار و عریان است که احتیاج به کدام تخصص خاص در قلمرو دین ندارد و هرعقل سلیمی با کمی تأمل و اندیشه (کاری که خداوند حکیم باربار در قرآن مردم را به آن توصیه نموده است. اما متأسفانه بیش از هرکس خود مسلمانان از آن غفلت می ورزند.) به آن پی می برد. چنین اعمال و شکنجه های وحشیانه نه تنها با صفات رحمت و عطوفت پروردگار - که در قرآن پاک به تفصیل و صراحت بیان گردیده است- در تضاد است. بلکه مهمتر از آن با ویژگی عدالت خداوند که علی الخصوص همین ملایان محترم بیش از همه بر آن تأکید دارند ، تناقض آشکار دارد. ازجمله شرایط برقراری عدالت در زمینه مجازات ، تناسب کیفر با جرم(گناه) است. آیا جرم های یاد شده (البته به زعم ملاهای مذهبی و بگذریم از اینکه اصولاً نمی توان به آنها عنوان جرم داد.) با چنین مجازات های بی رحمانه ای تناسب دارد؟ این چنین معادله جرم و مکافات در ترازوی عدالت بشری کاملاً در تضاد با عدل و انصاف است چه رسد به میزان داوری پرودگار که دقت و صحت « آن» با «این» هیچگاه قابل قیاس نیست.

    می توان گفت که اشاعه چنین باورها و ترسیم چهره ای بی رحم و جلاد صفت از خداوند رحیم  از سوی کسانی که خود را کارگزار دین و تنها وارثان انبیاء می دانند ، مگر نه این است که باعث تشویش و پریشانی اذهان پیروان دین و دور کردن بندگان از پروردگارشان می گردد.

     و بالاخره اینکه ممکن است این انتقادات به زعم برخی از کسانی که خود را تیکه دار(کنتراتچی) بازار دین می پندارند ، کفر آمیز و دین ستیز جلوه کند - و یا آنها آن را چنین جلوه دهند - اما من باور کامل دارم که وارد کردن چنین نقدها به منزله پیرایش درخت دین از شاخ وبرگ های زایدی است که نه تنها هیج سودی به حال دین ندارد بلکه به مرور زمان ممکن است باعث خشکیدن  اساس و ریشه مذهب گردند. و قطع کردن این شاخ و برگهای اضافه و زدودن علفهای هرز پیچیده بر پیکره درخت کهنسال دین ، یقیناً موجب استمرار بقا و همچنین سرسبزی هرچه بیشتر آن خواهد شد. چرا که متأسفانه در طی دورانهای مختلف علفهای هرز و شاخ وبرگهای زاید و بی مصرف چنان درخت اسلام را در بر گرفته است که به جرأت می توان گفت حقیقت دین در میان این حشو و زواید کم فروغ گردیده است. و به نظر من ، دین ستیز آن دسته باورهایی است که تحت پوشش دین باعث غلط اندازی در ذهنیت مردم نسبت به مذهب و ایجاد فاصله و تفرقه میان خدا و بندگانش می گردد.

/ 4 نظر / 8 بازدید
رضا

سلام دوست عزیز خوب نگاه کن و با دو کلمه درسی که در دانشگاه خواندی خود را متفکر و روشن فکر نگیر.خداوند عادل هست مهربان و سخی ولی از خود شرایطی هم دارد مامسلمان هستیم و اسلام از خود قانون دارد اگر از ملاها و دستوراتی که آنها برای ما درست کرده هست بگذریم با قران چه کار می کنی یا این را هم انکار می کنی من یک مرد هستم باید اصول مرد بودن خود را رعایت کنم و یک زن هم همچنین آن هم در دین مقدس اسلام من طرفدار پیشرفت علم دین و ..... هستم و باید اصول خداوند که در قرآن ذکر شده هست را فراموش نکنیم و بهتر هست در باره معنای قرآن کمی تفکر و تعمق بفرمایید.

افغان بلاگر

سلام عرض شود که نمی توان به قدیمیها خیلی خرده گرفت. بسیاری از چیزهایی که در اخبار و روایات آورده شده است تمثیلی است یعنی تنها برای درک بهتر و تشبیه آن است و گرنه مصداق خارجی ندارد. هر چند این را هم قبول دارم که خدایی که برای ما ساخته اند خیلی ترسناک است اما به هر حال من از اینگونه مجازاتهایی که می گویند نمی ترسم. برای من ترس از خدا معنی دیگری دارد. ضمناً طاعت خدا به خاطر ترس از وی چندان ثوابی ندارد که اطاعت وی به خاطر خدایی اش پاینده باشید

ریحان

سلام. من به حرف ملاها کار ندارم .به فرض هم آیاتی در قرآن را که به طور روشن از عذاب جهنمیان وخوراندن حمیم وآب لجن گرم راندیده باشم ،آن منظره هایی راکه به چشم خود در گوشه کنار دنیامی بینم راچطور نبینم؟خدابه آن مهربانی چطور شاهدعذاب وشکنجه بندگان بیگناه خودرا به دست دشمنانش است؟آن مهربانی کجاست؟پس چرا برای فریب خود فقط بگوییم خدامهربانست وقهر اورا فراموش کنیم در حالیکه خداهم مهربان است هم قهار.پس اگر انسان از قهرخدابه خودش پناه نبرد به که پناه برد؟ درشتی ونرمی یه هم در به است.همانطور که آدم وهوانیز بخاطر عصیان خوداز بهشت خارج شدنداگر نظر شما باشه تناسب بین این عمل وکیفرچیست؟ جزای کشتن هابیل برای قابیل چه میتواند باشد؟نگویید آن قتل بود این فقط چند تار موست،چرا که برای خیلی ها کشتن انسانهانیز آن است. اگر ما زنان نیمه برهنه زیاد می بینیم وقباحت آن در نظر ما شکست دلیل ندارددرقانون الهی نیز چنین باشد. از دیدگاه روانشناسی ثابت شده بعدترس در اجرای یک قانون بیش از بعد پاداش جوابگواست.برای مطالعه بیشتر به کتب روانشناسی رجوع کنید. ممنون میشم اگر پاسخم رابدید .

ریحان

سلام ! پیام من در رابطه بااین نوشتار به شمانرسید که به درج نامم بسنده کردید؟