مسؤلیت پذیری در قبال فرزندان

    یکی از تفاوت های بارز جوامع پیشرفته با کشورهای جهان سوم میزان رشد جمعیت است. که این مسئله از آنجاییکه در کشورهای توسعه یافته کنترل شده است، یکی از نقاط قوت آنها در جهت توسعه و رفاه اجتماعی است. برعکس در ممالک توسعه نیافته و یا بعضاً رو به توسعه با وجود اینکه پدیده رشد بی رویه جمعیت یکی از موانع عمده در راه رشد این جوامع است ، با آن هم بسیاری مردم مبادرت به کنترل زاد و ولد نمی کنند.

    نکته حایز اهمیت در اینجا این است که در کشورهای رشدیافته مسئله کنترل زاد و ولد به مسئله ای که با اراده و خواست مردمی و بدون تأکید و مداخله حکومت و نهادهای حکومتی انجام می گیرد ، مطرح می شود. بدین معنی که این خانواده ها هستند که تمایل به بچه دار شدن ندارند. تا جاییکه در برخی از این کشورها این عدم رغبت خانواده ها باعث نگرانی دولتمردان و کارشناسان امور جمعیت شده است . چرا که ترکیب جمعیتی چنین جوامعی رو به سالخوردگی و پیری در حال تغییر است.امروزه در غرب بسیاری مسؤلیت سگ را بر مسؤلیت بچه ترجیح می دهند.

    در این مورد که فامیل ها و اشخاص در کشورهای مذبور ، با چه انگیزه ای در مقابل تمایل ذاتی شان به داشتن فرزند ، مقاومت می کنند، طبعاً دلایل مختلف مطرح است که از آن جمله مسؤلیت ها و مشقت های آوردن و نگه داری اولاد است ، به گونه ای که بسیاری از خانم ها حاضر نمی شوند ، زیر بار حاملگی و زایمان و دردسرهای بعدی آن بروند- طبیعتاً در جوامع مترقی زنان چنین آزادی و اختیاری را دارند و هم اینکه بسیاری زنان دارای وظیفه(شغل) خارج از خانه هستند- . مسائل اقتصادی و هزینه سنگین زندگی در چنین کشورها - به طوریکه در اکثر خانواده ها زن و مرد هردو برای تأمین هزینه زندگی کار می کنند - از دیگر عوامل کمی زاد وولد است. و برخی هم عدم ثبات پیوند های زناشویی و عوامل و دلایل دیگری را در این مسئله دخیل می دانند.

    اما جدای از عوامل و علتهای مورد اشاره یک مسئله بسیار مهم را در تصمیم زن و شوهرها در جوامع پیشرفته مبنی بر پرهیز از اولاد دار شدن ، نمی توان نادیده گرفت. و آن خصلت «مسؤلیت پذیری» در نزد اکثریت این افراد است. اگر به طور مثال عده ای از خانواده ها برای فرار از مشکلات و مشقت های به دنیا آوردن و نگه داری فرزند ، از داشتن اولاد چشم پوشی می کنند ، اما در تصمیم گیری بسیاری از این زوجها مسئله مسؤلیت پذیری حرف نخست را در این زمینه می زند. به قسمی که چنین فامیلهایی در قدم اول خود را مسؤل اطفالی که آنها در آینده خواهند آورد ، می دانند، چه از لحاظ اقتصادی و چه از نگاه تعلیمی و تربیتی. و به همین جهت تا زمانیکه خود را از همه لحاظ آمادۀ به دوش گرفتن مسؤلیت در قبال یک طفل نیافته اند ، به فکر اولاد دار شدن نمی افتند. و در نتیجه همین درک است که زمانی هم که دارای فرزند شدند ، مسؤلیت خطیر آن را تمام و کمال می پذیرند. به یادم می آید که چند وقت قبل در ضمن صحبت با دوستی اهل یکی از کشورهای آمریکای لاتین (هرچند که آنها هم هنوز در اول راه توسعه هستند) وقتی صحبت به اولاد و اولاد داری کشیده شد و از او پرسیدم چطور شما هنوز به فکر آوردن طفل نشده اید ، او گفت: من هم بسیار به داشتن طفل علاقه دارم ، اما وقتی به خودم و شوهرم نگاه می کنم ، می بینم هنوز خیلی زود است که بتوانیم مسؤلیت یک انسان دیگر را به عهده بگیریم.

    نکته جالب در گفته های او این بود که او با تأکید بر اینکه یکی از آرزوهایش داشتن فرزند است ، گفت : شوهرم اما بیشتر از من اشتیاق به داشتن اولاد دارد. به قسمی که مدتی بود مدام اصرار می کرد باید صاحب فرزند شویم. بالاخره وقتی اصرارهای زیاد او را دیدم ، چوچه سگی خریدم و به او گفته ام که تو باید اول امتحانت را در برابر این توله سگ پس بدهی. اگر در رفتار و مسؤلیت پذیری و تأمین نیازهای این حیوان - که در مقابل دشواری های یک طفل ناچیز است- کامیاب شدی ، آن وقت فکری برای بچه دار شدن می کنیم.

    عکس از وبلاگ لیکودر ابتدا شاید این طور به نظر آید که کشاندن پای یک انسان دیگر به دنیای زندگان ، کاری آسان و بدون زحمت و حتی همراه با کیف و لذت می باشد. اما اینکه این انسان-که بدون خواست خودش و در نتیجه یک تماس فیزیکی لذت بار والدین به دنیا آمده است- چه نیازهایی دارد و چطور تربیت خواهد شد و آیا ما آمادگی برای به دوش گرفتن وظایفمان به حیث پدر یا مادر را داریم؟ و سؤالات و نکات دیگری از این قبیل ، مسائلی است که شاید اکثر ما در اندیشیدن به آنها و یافتن پاسخ درست برای آنها کوتاهی می کنیم. و با دستاویز قرار دادن گفته هایی چون «هرآنکس که دندان دهد نان دهد» و یا «اولاد برکت(نعمت) زندگی هستند» و «بچه نمک زندگی است» و گاه هم با هدف آنچه «جلوگیری از فروپاشی پایه های متزلزل یک پیوند زناشویی» عنوان می شود ، با ساده اندیشی پای طفل بی گناهی را به میدان مشکلات و نارسایی های زندگی خویش می کشانیم. بدون اینکه به عواقب آن و آینده کودک بیاندیشیم.و در آخر  این واقعیت را نباید نادیده گرفت که در این زمینه مسؤلیت و اگر نگوئیم جرم می توانیم بگوئیم غفلت و بی توجهی مردان بسیار بیشتر از زنان است چرا که چنین پدیده هایی عمدتاً در جوامع مردسالار -که زنان مجبور به پیروی از امیال شوهرانشان تحت هر شرایطی هستند - رخ می دهد.

/ 1 نظر / 21 بازدید
فرهاد

سلام اگه می خوای با تلاش و کوشش خودت و تنها با دعوت از 13 نفر گوشی موبایل برنده بشی یه سری به وبلاگم بزن .. دیگران هم باور نداشته اند ولی جایزه خود را گرفته اند می تونی اونا رو با جایزه هاشون و نظراتشون در سایت ببینی.... جوایز برندگان ::.. لازم به ذکر است که اکثر افرادی که ابتدا در سایت ثبت نام کرده بودند باور نمی کردند که هدیه خود را دریافت خواهند کرد و بعضی از آنها فقط از روی کنجکاوی ثبت نام کرده اند و بعد از کسب اعتبار لازم هدیه خود را در دست گرفته اند.وبعضی هم گفته اند وقتی به دوستانمان این سایت را معرفی کردیم با تمسخر آنها مواجه شدیم اما حالا همه آنها به تکاپو افتاده اند و در سایت عضو شده اند. میتونید بعد از وارد شدن به سایت بالای صفحه سمت راست روی Testimonials کلیک کنید لیست افرادی رو که هدیه شون به دستشون رسیده رو ببینید با عکس محصولات دریافت کرده..........