نیســتان
کز نیستان تا مرا ببریده اند از نفیرم مرد و زن نالیده اند
نگارش در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸۸/٤/۳ توسط باقر عادلی

    تا به حال صحنه جان دادن یک انسان را ندیده بودم. به یاد دارم آن وقتها حتی هنگام سربریدن حیوانات هم از چنان صحنه هایی دوری می کردم. دو- سه روز قبل وقتی از اینترنت صحنه جان باختن دختر ایرانی (ندا) را بر روی خیابان دیدم ، واقعاً برایم تکان دهنده بود. از آن پس آن لحظه باربار پیش چشمم تکرار می شود. تا جاییکه گاه در خواب جان باختن یک انسان را می بینم. مسلماً صحنه هایی فجیع تر از مرگ ندا در گوشه و کنار دنیای پر شروشور رخ می دهد. اما تفاوت اینجاست که آنها را من تنها شنیده و یا خوانده ام ؛ به شکل یک خبر و یا گزارش همین. اما دیدن لحظاتی که انسانی به آن شکل با مرگ دست و پنجه نرم می کند و در حالیکه انسانهایی با نگرانی و دستپاچگی و ناله و ضجه کوشش به نگاه داشتن او در شمار زندگان این دنیای عجیب وغریب دارند گروهی دیگر اما لحظاتی قبل با رها کردن گلوله ای آتشین تلاش به ساقط نمودن او از مرکب زندگی نموده اند. و عاقبت می بینی که این  گروه مرگ  است که برنده می شود ؛ زمانی که خون از دهان و بینی ندا فواره می کند.

    دختر جوان وقتی صبح پای به خیابان گذاشته است چه می دانسته است که تا غروب بر روی همین خیابان جان خواهد داد. و چه می دانسته که پدر و مادری را که از آنها خداحافظی کرده است دیگر برای همیش نخواهد دید. و چه می دانسته است که در گوشه ای دیگر از این شهر گلوله ای سربی انتظارش را می کشد. مسلماً اینها را نمی دانسته است چرا که او نه به قصد جنگ پای از خانه بیرون گذاشته و نه عازم میدان نبرد بوده است.

    جای بس تأسف است که حفظ قدرت چند روزه برای عده ای چنان ارزشمند است که در مقابل آن جان انسانها برایشان چنین بی مقدار گردیده است. همانهایی که نه تنها ادعای پیروی بلکه دعوای جانشینی انسانی چون «علی» را می کنند و خودشان از پیشوایشان روایت های این چنینی نقل می کنند: وقتی که زیوری از پای یک زن یهودی گم شد ، گفت از این غصه اگر مومنی بمیرد رواست. یا از همو نقل می کنند که گفت اگر گرانبهاترین چیزها(تمام جهان) را به او بدهند  تا « پر کاهی را به ظلم از دهان مورچه ای بگیرد» ، چنین نخواهد کرد. و حقیقتاً هم نکرد. و همین ها ادعا می کنند که پیرو و جانشین کسی هستند که «بیست و پنج سال خانه نشینی اختیار کرد» و افسار مرکب حکومت را به گردنش رها کرد ، مبادا که آسیبی به نهال نوپای دین برسد. به راستی اعمال چنین اشخاص که سنگ پیروی از علی را به سینه می زنند و خود را تنها نجات دهندگان دنیا می پندارند ، با کردار امامشان کوچکترین سنخیتی دارد. و یا اینکه این یک خیمه شب بازی مسخره با نام دین و برای حفظ قدرت بیش نیست.

    و أسفبارتر اینجاست که چنین اشخاصی با تکیه زدن به جایگاه رهبری دینی و سیاسی مردم لجن اعمال ضد انسانی و فریب کاری های سیاسی شان را به چهره بی دفاع دین می مالند. و برای توجیه دروغ پراکنی های سیاسی و جاه طلبی لجام گسیخته شان از حساب دین خرج می کنند.

 

درباره وبلاگ

گفتم زکجائی تو تسخر زد و گفت ای جان/ نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه/ نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل/ نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه/ گفتم که رفیقی کن بامن که منم خویشت/ گفتا که بنشناسم من خویش ز بیگانه/ من بی دل و دستارم در خانۀ خمّارم/ یک سینه سخن دارم هین شرح دهم یانه
موضوعات
وطن
دین
علی
ندا
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
نويسندگان
پيوند ها
قالب وبلاگ