نیســتان
کز نیستان تا مرا ببریده اند از نفیرم مرد و زن نالیده اند
نگارش در تاريخ یکشنبه ۱۳۸٩/۱/٢٩ توسط باقر عادلی

عکس از سایت دویچه وله فارسی

دیروز بعد از ظهر وقتی که طرف خانه برمی گشتم در اتوبوس توجهم به صحبت های دو دختر جوان جلب شد. هرچند فهمیدن زبان آلمانی با گویش عامیانه سوئیسی نسبتاً دشوار است اما  متوجه شدم که یکی از دیگر ی می پرسید « به نظر تو مهرزاد اول می شود یا منووین؟» و وقتی دوستش می گفت که او چانس «مهرزاد» را بیشتر می بیند ، او هم در مقابل نظر می داد که او خواندن «منووین» را برتر می داند. در مدتی که آن دو مصروف تبادل نظر در مورد سوپراستار آتی آلمان بودند ، چند نوجوان دیگر هم که در سیت های دیگر نشسته بودند ، با اشتیاق گوش به گفتگوی آنها داشتند و کم کم همین بحث در میان آنها هم شروع شد...


ادامه مطلب...
درباره وبلاگ

گفتم زکجائی تو تسخر زد و گفت ای جان/ نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه/ نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل/ نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه/ گفتم که رفیقی کن بامن که منم خویشت/ گفتا که بنشناسم من خویش ز بیگانه/ من بی دل و دستارم در خانۀ خمّارم/ یک سینه سخن دارم هین شرح دهم یانه
موضوعات
وطن
دین
علی
ندا
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
نويسندگان
پيوند ها
قالب وبلاگ