نیســتان
کز نیستان تا مرا ببریده اند از نفیرم مرد و زن نالیده اند
نگارش در تاريخ شنبه ۱۳۸۸/٤/٢٠ توسط باقر عادلی

    خبر قتل خانم دکتر جوان مصری در دادگاهی در آلمان در این روزها جسته و گریخته در سانه ها بازتاب یافته است. اما به خاطر اینکه از ابتدا نهادهای مربوطه اطلاع رسانی روشن و کاملی در زمینه نکرده است ، تاکنون اطلاعات جامعی از این سانحه در رسانه ها دیده نمی شود. خانم مروه الشربینی همراه شوهرش -که در حال نوشتن تز دکترایش در آلمان بوده است - در این کشور زندگی می کرده است. آنهایک پسر سه ساله دارند که در دادگاه شاهد کشته شدن مادرش به دست الکس دبلیو بوده است. قاتل مردی روسی آلمانی تبار است که یک بار به خاطر توهین به این زن مسلمان از سوی دادگاه به جریمه نقدی محکوم گردیده است. اما در روز اول جولای ظاهراً برای استیناف خواهی از این حکم به دادگاه مراجعه نموده و در همانجا اقدام به قتل زن مصری نموده است.

    روزنامه آلمانی تاگس اشپیگل«der Tagesspiegel» در شماره مورخ 9.7.2009 خود گزارشی با عنوان «قربانی نفرت افکنی» نشرنموده است که موضع گیری و نقطه نظرات نویسندگان آن در نوع خود جالب توجه است. برای اطلاع بیشتر خوانندگان از برخی زوایای دیگر این واقعه ، من خلاصه ای از آن مطلب را ترجمه کرده  و به شما تقدیم می کنم:

 

قربانی نفرت افکنی

    «در دادگاه ترس و وحشت مستولی بود.همه جا خون بود.» اینها گفته های Christian Avenarius  سخنگوی دادستانی شهر درسدن است. در ادامه مشاهداتش او توضیح می دهد که چگونه کودکی ترسان ناامیدانه فریاد می زد و مردی باربار مادرش را با چاقو می زد. در جریان این حادثه قربانی که زنی مصری ، 31 ساله و حامله بود ، کشته شد و شوهرش زخم برداشته به سرحد مرگ قرار گرفت. در حالیکه قاضی و دستیارانش ودیگر حاضرین دخالتی نمی کردند ، وکیل مرد مهاجم چوکی (صندلی) را بلند کرده به سوی موکل خشونت جویش  پرتاب کرد.  که بنا به گفته آقای Christian Avenarius  « این کار هم نتوانست او را که حالا شوهر زن را هم مورد حمله قرار می داد ، از چاقو زدن باز دارد.»

    قاضی تکمه وضعیت اضطراری را فشار داد و متعاقب آن محافظان امنیت دادگاه به طرف سالن دادرسی دویدند. آنها مأمور پلیسی را که در محلی دیگر ایستاده و ظاهراً برای پرونده ای دیگر به عنوان شاهد حضور یافته بود ، صدا زدند: « با ما بیا ، تو اسلحه داری». 32 ثانیه نبرد شوهر زن مقتول با قاتل ادامه داشت تا نگهبانان و پلیس به سالن سرازیر شدند. آقای  Christian Avenarius می گوید: « مأمور پلیس باید در ظرف یک ثانیه تصمیم می گرفته است که چه کسی را باید هدف بگیرد(شوهر زن یا مرد مهاجم).» و پلیس مذبور اشتباه کرد. او شوهر غیر مسلح (بدون چاقو) زن را به عنوان مهاجم فکر کرد(و به سوی او شلیک کرد!!).

    بر اساس اخبار دریافتی روزنامه تاگس اشپیگل ، الکس دبلیو لحظاتی قبل از حمله ، از رئیس دادگاه می خواهد که به او اجازه دهد تا سؤالی از خانم مروه الشربینی بپرسد. که این اجازه به او داده می شود. او خود را به قربانی اش نزدیک کرده می پرسد: « شما اصلاً به چه حقی در آلمان هستید؟» و در سکوت دادگاه او باز می گوید:« در اینجا هیچ چیز نیست که شما در پی آن باشید.» و در ادامه با فریاد می گوید:« وقتیNPD  * سر قدرت بیاید ، دیگرهمه چیز تمام می شود (کار شما تمام شده است). من به NPD رأی داده ام.» در همین لحظه ناگهان الکس با چاقو به زن 31 ساله حمله ور می شود.

    در ادامه گزارش روزنامه مشخصات قاتل (الکس دبلیو) این گونه بیان شده است: او (که اصلیت آلمانی دارد اما در روسیه زندگی می کرده است.) در سال 2003 به آلمان مهاجرت کرده است. و در حال حاضر (28 سالگی) همسر ، فرزند و کار ندارد و تحت حمایت سوسیال زندگی می کند. شایعاتی هم مطرح است که الکس و یا یکی از بستگانش در جنگ چچن در مقابل مسلمانان آن منطقه هم شرکت داشته است. به خصوص با توجه به اینکه وی در مدتی بسیار کوتاه (32 ثانیه) نه تنها 18 ضربه چاقو به مقتول وارد نموده بلکه شوهر او را هم زخمی نموده است ، مقامات امنیتی این احتمال را مطرح کرده اند که وی در این زمینه تعلیم دیده باشد.

    در پایان ، این گزارش به واکنشها در برابر این حادثه درمصر پرداخته و از جمله به انتقاد برخی روزنامه های مصری از سکوت دولت آلمان در قبال این مسئله اشاره نموده است و از قول روزنامه «الشروق» نوشته است :« معلوم نبود غربیها چه فریاد و سروصدایی می کردند اگر مروه یک زن یهودی بود و این بلا به سرش می آمد.»

     در مطلب دیگری از روزنامه تاگس اشپیگل یکی از نویسندگان(Andrea Dernbach) چنین نوشته است:

در رابطه با این حادثه چندین سؤال بی جواب وجود دارد:

چطور یک متهم  در محل دادگاه  18 بار شخصی را مورد اصابت چاقو قرار می دهد بدون اینکه کسی کدام ممانعت مؤثری بکند؟

و چگونه او توانسته است ظاهراً تنها یاری کننده این زن یعنی شوهرش  را در حد مرگ مجروح کند؟

چرا مأمور پلیسی که بالاخره بالای حادثه رسیده است ، به جای شخص جانی شوهر مصری زن را هدف گلوله قرار می دهد؟

چرا کشته شدن  زن محجبه ای که قربانی یک قتل (معمولی) ناموسی نشده است ، در طول یک هفته بعد از حادثه تنها پوشش خبری بسیار اندکی توسط آژانس های خبری داشته وهمچنین بازتابی در محافل دیپلماتیک نداشته است؟

 قابل ذکر است که در روزنامه های سوئیس هم ، که معمولاً از مرگ پشکی(گربه ای) در دورترین نقطه دنیا نمی گذرند ، خبر این واقعه انعکاس بسیار کمی آن هم در برخی مطبوعات داشت.

 

*NPD  : «حزب ناسیونال دموکراتیک آلمان»  که حزب راستگرای افراطی و منتسب به نئونازی ها می باشد.

درباره وبلاگ

گفتم زکجائی تو تسخر زد و گفت ای جان/ نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه/ نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل/ نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه/ گفتم که رفیقی کن بامن که منم خویشت/ گفتا که بنشناسم من خویش ز بیگانه/ من بی دل و دستارم در خانۀ خمّارم/ یک سینه سخن دارم هین شرح دهم یانه
موضوعات
وطن
دین
علی
ندا
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
نويسندگان
پيوند ها
قالب وبلاگ