شاید بسیاری بر این تصور باشند که سخت ترین کار در روزه داری پرهیز از خوردن و آشامیدن است. اما من معتقدم آسان ترین وظیفه روزه دار خودداری از خوردن و نوشیدن است (با همه مشقت هایش مخصوصاً در روزهای گرم و بلند تابستان که طاقت فرسا است). اما رعایت کردن و به جای آوردن دیگر وظایف روزه داری نظیر پرهیز از گناهانی که شاید در دیگر اوقات کمتر مورد توجه هستند ، در عین حال که مهمترین و سازنده ترین وظیفه روزه دار است ، مشکل ترین بخش روزه داری نیز به حساب می آید.
خودداری از گناهانی که چنان برای ما عادی گردیده است که شاید در روز بارها آن را مرتکب می شویم بدون اینکه متوجه ارتکاب آن گردیم ، مسلماً سخت تر از پرهیز از خوردنی ها و نوشیدنی ها است. گناهانی نظیر دروغ و غیبت شاید چنان برای ما عادی شده است ، که دیگر در نظر ما گناه به حساب نمی آیند. و ارتکاب آنها از نوشیدن جرعه ای آب برای ما غیر محسوس تر گردیده است. در حالیکه همین خطاهای به ظاهر ناچیز ریشه بسیاری از نابسامانی های فردی ، خانوادگی و اجتماعی است. اصولاً فلسفه روزه گرفتن همین است که ما کمی از همین عادت های غلط بیرون بیاییم و در عین حال که با گرسنگی و تشنگی کشیدن به ارزش نعمتها و نقش خالق آنها بیشتر پی می بریم و از احوال آنها که از مجبوریت ، تمام طول سال روزه دار هستند ، باخبر می گردیم ، کمی هم تمرین پرهیز از گناه کنیم. همچنان که با دیدن همان آب زلالی که همیشه بدون تأمل سر می کشیم ، در عین تشنگی دست نگه می داریم ، با آمدن کلمه دروغ و غیبت بر نوک زبان مان هم این کنترل و خودآگاهی را داشته باشیم که از جاری شدن آن جلوگیری کنیم.
برای پی بردن به اهمیت بعد گناه پرهیزی ماه رمضان ، تصور کنید اگر در طول یک ماه رمضان تمام افراد جامعه (حداقل آنهایی که روزه می گیرند) از عادی ترین فرد تا عالی ترین شخصیت مملکتی ، از یک کارگر ساده گرفته تا رئیس جمهور یا رهبر جامعه اسلامی ، در کنار پرهیز از خورد و خوراک روزانه ، از دروغ ، غیبت ، تهمت و نیرنگ و فریب و ظلم و اجحاف در حق دیگران و دزدی (به هرشکل آن) نیز خودداری کنند ، آیا تأثیرات آن بر جامعه شگرف و عظیم نخواهد بود؟ آیا بسیاری از نابسامانی های جامعه (اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و ...) برطرف و یا کاسته نخواهد شد؟ مسلماً یکی از بارزترین تأثیرات آن این است که اعتماد به جامعه باز خواهد گشت. اعتماد مردم به یکدیگر مانند اعتماد خریدار به فروشنده و کارگر به کارفرما و بالعکس و نیز اعتماد مردم به حکومت و گردانندگان آن. در نتیجه با از میان رفتن فضای بی اعتمادی در جامعه ، بسیاری از مشکلاتی که ناشی از این عامل است نیز برطرف خواهد شد.
شاید بگوئید این تصورات خوش بینانه بیشتر توصیفات مدینه فاضله است تا بیان اوضاع و احوال جوامع ما. در صورتیکه چنین نظری داشته باشید باز هم حق به جانب هستید چرا که واقعیات روزگار ما کاملاً مغایر با شرایط به تصویر کشیده شده فوق است.
اما سؤال اینجاست که آیا مدینه فاضله یا آرمان شهر تنها می تواند یک شهر رؤیایی باشد. طبیعتاً تا زمانی که فرایض و احکام دینی چون روزه بدون توجه به اهداف و ابعاد سازنده آنها و صرفاً به صورت یک عادت اجرا شوند ، همین گونه خواهد بود و اعمالی چون روزه داری هیچگونه سود و حاصلی برای افراد و جامعه نخواهند داشت ، جز اینکه در ماه رمضان قیمت مایحتاج خوراکی سیر صعودی پیدا کند و تنش ها و اصطکاک های اجتماعی حاصل از فشار گرسنگی و تشنگی های بی حاصل بالا بگیرد و خلاصه اینکه این ماه پربرکت به جای اینکه برکت زا باشد برکت زدا گردد.
به طور مسلم منشأ هر اصلاح و فسادی حاکمان و نخبگان جامعه هستند. چرا که این عامه مردم هستند که از نخبه ها الگو پذیری دارند نه نخبگان از عوام. با این توصیف در وضعیتی که بعضاً حاکمان جامعه که نه تنها ادعای اجرای دقیق احکام و دستورات دینی را دارند بلکه مدعی زعامت سیاسی و مذهبی مردم نیز هستند ، در حالیکه روزه دار هستند ، از هیچگونه تهمت و افترا زدن به اشخاص و ظلم و جور به منتقدان و مخالفان ابائی ندارند ، و نیرنگ و دورویی را به اسم دین تأیید و ترویج می کنند ، دیگر از عامه مردم چه انتظاری می توان داشت؟ و به راستی روزه گرفته به این روش که هیچ تحول سازنده ای نتواند در ما ایجاد کند ، جز خستگی روح و فرسودگی جسم چیزی در پی دارد؟
