نیســتان
کز نیستان تا مرا ببریده اند از نفیرم مرد و زن نالیده اند
نگارش در تاريخ پنجشنبه ۱۳۸۸/٤/۱۸ توسط باقر عادلی

به مناسبت زادروز انسانی که هرگز تکرار نخواهد شد.

 

    شاید شنیده و یا خوانده باشید که در رابطه با علی دو دسته دچار هلاکت می گردند. گروهی از راه افراط در دشمنی با او و دسته دیگر به سبب افراط و انحراف در دوستی. در این یادداشت کوتاه کوشش بر آن است که به صورت گذرا نگاهی به چگونگی و چرایی دوستی هایی که انسان را دچار گمراهی می سازد ، داشته باشیم. باید گفت ریشه منفی جلوه کردن این قسم دوستی ها و ارادت ها در تأثیر سوء و مخرب آنها در عقاید دینی و مشوّه ساختن وجهه علی در انظار دیگران است. در یک نگاه اجمالی گروههایی که ظاهراً به واسطه  دوستی با علی در واقع در مسیر دشمنی با او و آرمانهایش حرکت می کنند را می توان به دو دسته تقسیم نمود:

الف- گروهی که از روی ناآگاهی و نادانی در قالب دوستی باعث ضربه به وجهه علی می گردد.

ب- دسته ای که با جای دادن خویش در جمع پیروان علی و استفاده سوء از نام او کارهای ناشایست خویش را به علی منتسب نموده و از وجهه علی برای اعمال خویش اعتبار می تراشند.

در توضیح بیشتر در بارۀ این دو دسته می توان گروه الف را که تعبیر «دوستان جاهل و یا افراطی» برای آنها بی مناسبت نیست، به صورت زیر تفکیک کرد:

1- غلوکننده ها (غُلات)*:

    این دسته کسانی هستند که در دوستی و محبت به علی آن قدر به انحراف و افراط کشیده شده اند که بعضاً مرتبه خدایی برای علی قائل شده اند. تأثیر این عده در جهت تخریب چهره علی و شخصیت او به دو علت به اندازه دیگر گروهها نیست. اول اینکه انحراف اینها آن قدر واضح و آشکار است که تقریباً همگان متوجه گمراهی آنها هستند به همین علت از سوی سایر مسلمانان مترود هستند. دوم اینکه در نتیجه همان مترود بودن ، آنها بسیار در اقلیت هستند و در نتیجه دارای برد تبلیغاتی آن چنانی برای تأثیرگذاری در باورهای عمومی نیستند.

2- غلوکننده های خفیف :

    این گروه که متأسفانه شمار آنها در جامعه شیعیان کم نیست ، در واقع یک گروه یا فرقه مشخص نیست بلکه یک نوع باور ناصحیح است که در میان جمع زیادی از اهل تشیع رواج دارد و خود را با باورها و عقاید برحق و درست آنها در هم آمیخته است به قسمی که تفکیک آن برای همگان آسان نیست. به نظر می رسد این گونه اعتقادات تحت تأثیر باورهای نادرست عده ای از مسیحیان نسبت به عیسی مسیح وهمچنین به عنوان نوعی واکنش به ادعاهای اینچنینی مسیحیان و یهودیان به وجود آمده است ، تا به اصطلاح پیروان علی هم در بالا بردن شأن امامشان از قافله عقب نمانده باشند. بر اساس این عقاید برای علی ماهیت فوق بشری و غیر انسانی تصویر می گردد. اعتقاد به خلقت علی قبل از همه انسانهای دیگر و یا توسل پیامبران قبل به علی و خاندان او و گره گشایی علی از کار افراد و اشخاصی که سالها و قرنها قبل از تولد او می زیسته اند  و نسبت دادن کارها و اعمالی مافوق بشری نامعقول به او در جمله این باورهای غلط است. جای تأسف اینجاست که القاء برخی از این باورهای نادرست بعضاً از کتبی سرچشمه می گیرند که در نظر بسیاری از شیعیان جزء منابع معتبر و قابل استناد به شمار می آیند. و گاه این چنین مطالب عاری از حقیقت با استناد به روایاتی از پیامبر و ائمه ترویج می گردند.

    ظاهراً هدف اینگونه اشخاص از نسبت دادن خصایل و رفتارهای نامعقول و دور از حقیقت به امام علی ، که هیچ ارتباطی به شخصیت و جایگاه والای انسانی او ندارند ، به زعم خودشان بالا بردن شخصیت علی در اذهان مردم و معرفی او به حیث یک فرد کاملاً غیر عادی و بی نظیر است. غافل از اینکه شخصیت وارسته علی و منزلت و جایگاه والای او در نتیجه خودسازی و کنترلی است که بر نفس خویش روا داشته است و نیازی به این قبیل شخصیت تراشی ها از سوی دیگران ندارد. در حالیکه قرآن کریم پیامبر را بشری مثل سایرین معرفی می کند نه بیشتر، عده ای سعی می کنند پیامبر و  هم علی را موجوداتی مافوق انسانی که هرچند ظاهراً فرزندان عبدالله و ابوطالب هستند اما در واقع خلقتشان قبل از همه انسانهای دیگر و به گونه ای استثنایی صورت گرفته است، جلوه دهند. و آنها را نظرکرده خاص خداوند و یا حتی دلیل آفرینش کون و مکان معرفی کنند. و به خیال خویش با تصویر چنین جنبه های غیرواقعی برای شخصیت این پیشوایان ، ارزش و مقام آنها را بالاتر ببرند. هرچقدر نشر چنین عقاید خرافی و باطل برای مبلغین آنها و پیروان خاص چشم و گوش بسته آنها جذاب و به باور خودشان باعث تقویت ایمان شمرده می شود ، در نزد اهل خرد و روشنفکران نتیجه ای جز به سخره گرفتن دین و خدشه دارکردن وجهه پیشوایان دینی  و پایین آوردن ارزش جانفشانی ها و از خودگذری های آنها برای اعتلای دین (با نادیده گرفتن انتخاب و اراده انسانی آنها) ندارد.

    برای آسانی فهم تأثیر منفی باورهای فوق در این سؤال کمی تعمق کنیم: آیا رفتار و عملکرد بی بدیل و تکرار ناشدنی علی به عنوان یک انسان عادی و فرزند ابی طالب ارزشمندتر است یا به حیث کسی که قبل از تولد نظرکرده خاص خدا و عزیزدردانه او بوده است. و قبل از آنکه خود بخواهد برای این کارها خلق گردیده است. به عبارتی تندیس وجودش از گلی غیر از گل دیگر انسانها سرشته شده است. که اگر اینگونه بوده است پس از چنین انسانی (یا به تعبیر بهتر مافوق انسان) انتظاری غیر از آنچه انجام داده است ، نبوده است. و اصولاً رفتارها و جهت گیری های نیک او در دوران زندگی هیچ ارزش شخصیتی برای او به بار نمی آورد. که اینها همه خواست و اراده خالقش بوده است و او این چنین برنامه ها را می توانسته است با خلقت هر فرد دیگری غیر از علی هم پیاده کند. در این صورت هم عدالت خداوند زیر سئوال می رود وهم ارزش اعمال و رفتار علی سقوط می کند. و این بزرگترین اهانتی است که از سوی اشخاص به ظاهر محب و پیرو علی به او روا داشته می شود.

3- تنگ نظران:

    این عده گروهی از اهل تشیع را تشکیل می دهند که معتقدند علی تنها متعلق به آنهاست و فقط آنها هستند که حق اظهار نظر و حتی پیروی از او را دارند. از نظر اینها راه رستگاری تنها از روزنه باریک شیعه گری افراطی می گذرد و پیروان دیگر ادیان و مذاهب در گمراهی محض به سر می برند. نتیجه این بینش تنگ نظرانه محدود ساختن شخصیت فرا مذهبی علی در چهارچوب تنگ یک مذهب خاص است. در حالیکه او  را در هیچ مرز و چهارچوکاتی نمی توان محدود کرد. و علی متعلق به همه کسانی است که نسبت به او احساس تعلق می کنند.

4- تصویرگران خشونت:

    این دسته افرادی هستند که در قالب ابراز ارادت و دوستی ، اعمال خشونت بار و غیرانسانی را به علی نسبت می دهند. به طور مثال برای اینکه او را قوی و پرزور و در زورورزی بی همتا جلوه دهند ، در نسبت دادن هرگونه اعمال خشونت آمیز به او ابایی ندارند. و به بزرگنمایی بیش از اندازه مجاهدت ها و رشادت های علی می پردازند. با به تصویر کشیدن تمثال یک فرد شمشیر بدست و غضبناک چنین وانمود می کنند که علی (همان علی که بیست و پنج سال خانه نشینی را بر تیغ از نیام کشیدن ترجیح داد.) همواره مهیای گردن زدن بوده است. از باب نمونه کتاب «حمله حیدری» را ببینید.

    اما گروه دوم(ب) یعنی کسانی که از نام علی برای پیشبرد منافع خویش استفاده کرده و یا می کنند. این دسته معمولاً ازمیان رهبران دینی و یا سیاسی هستند که دین را به نام خود مصادره نموده اند. به نظر می رسد ضرباتی که این گروه بر پیکره دین و وجهه پیشوایان دینی می زنند از هرکدام از گروهای قبل بیشتر باشد. و علت آن هم د ر این است که اینها اغلب اشخاصی بوده و یا می باشند که حکومت اسلامی را در اختیاردارند و یا دارای نفوذی در حاکمیت هستند  و به اصطلاح دستی در کاسه حکومت دارند. بنابراین نقش تبلیغاتی بسیار گسترده ای دارند و همچنین به جهت جایگاه حساسشان رفتارهای اجتماعی شان از دید مردم دور نمی ماند.

      این افراد نه تنها ادعای پیروی بلکه جانشینی علی را دارند و بنابراین تمام رفتارها و عملکردهای شان را الهام گرفته از عملکرد علی و روش حکومتی او می خوانند و بدین ترتیب به نوعی  از زیر بار مسؤلیت اعمال خویش شانه خالی می کنند. روش آنها برای تداوم اقتدار و حاکمیتشان به این صورت است که همواره زمان و حکومت خویش را با دوران امام علی به مقایسه می گیرند و خود و اعمالشان را با علی و عملکردش و مخالفانشان را با دشمنان عصر علی همانند می کنند. و چنین القاء می کنند که هرگونه مخالفتی با آنها و سازوکار حکومتی شان به منزله دشمنی و مخالفت با علی است. هرگاه با مخالفت و یا حتی انتقادی جدی مواجه می گردند ، کوشش بر این دارند که برای مخالفان و یا منتقدان نمونه ای از میان دشمنان علی بیابند. به این ترتیب آنها هرگونه دروغ و فریب و حتی ظلم و جنایت را که مرتکب می شوند با منتسب کردن خود و اعمال خویش به علی ، آن را توجیه می کنند. البته این بهره گیری ابزاری از سوی حاکمان تنها مختص به سوء استفاده از وجهه امام علی نیست بلکه دیگر پیشوایان دینی و اساساً دین به ابزاری برای تداوم حاکمیت آنها تبدیل گردیده است. و اینان با عنوان «دینی کردن حکومت» در واقع «دین را حکومتی» می کنند تا از آن برای پیشبرد مقاصد سیاسی و قدرت طلبانه شان بهره گیری نمایند. هرچند ممکن است در درون جوامع مسلمان بسیاری متوجه جدایی راه آنها و علی گردند اما دربسیاری دیگر هم ذهنیت منفی و تاریکی نسبت به علی و به طور کل نسبت به مذهب به وجود می آید. متأسفانه أثرات و تبعات منفی این استفاده ابزاری از دین و پیشوایان دینی درمیان غیر مسلمانها بسیار بیشتر می باشد و آنها که شناخت دقیق از اسلام ندارند و با ماهیت واقعی دین آشنایی کافی ندارند رفتار های این چنینی رهبران مسلمان را ملاک قضاوت در باره اسلام قرار می دهند. چنانکه امروزه شاهد هستیم از همین طریق اسلام صدمات جبران ناپذیری می بیند به قسمی که می توان  گفت اسلام در حال حاضر در برابر این دشمنان دوست نما کاملاً بی دفاع مانده است. که با داشتن چنین به ظاهر دوستانی دیگر نیاز به دشمن نیست.

 

*در افغانستان گاه به غلط واژه «غلات» را برای فرقه ای از اهل تشیع به کار می برند که در اینجا به هیچ وجه  منظور نظر من آنها نیست.      

 

 

نگارش در تاريخ چهارشنبه ۱۳۸۸/٤/۳ توسط باقر عادلی

    تا به حال صحنه جان دادن یک انسان را ندیده بودم. به یاد دارم آن وقتها حتی هنگام سربریدن حیوانات هم از چنان صحنه هایی دوری می کردم. دو- سه روز قبل وقتی از اینترنت صحنه جان باختن دختر ایرانی (ندا) را بر روی خیابان دیدم ، واقعاً برایم تکان دهنده بود. از آن پس آن لحظه باربار پیش چشمم تکرار می شود. تا جاییکه گاه در خواب جان باختن یک انسان را می بینم. مسلماً صحنه هایی فجیع تر از مرگ ندا در گوشه و کنار دنیای پر شروشور رخ می دهد. اما تفاوت اینجاست که آنها را من تنها شنیده و یا خوانده ام ؛ به شکل یک خبر و یا گزارش همین. اما دیدن لحظاتی که انسانی به آن شکل با مرگ دست و پنجه نرم می کند و در حالیکه انسانهایی با نگرانی و دستپاچگی و ناله و ضجه کوشش به نگاه داشتن او در شمار زندگان این دنیای عجیب وغریب دارند گروهی دیگر اما لحظاتی قبل با رها کردن گلوله ای آتشین تلاش به ساقط نمودن او از مرکب زندگی نموده اند. و عاقبت می بینی که این  گروه مرگ  است که برنده می شود ؛ زمانی که خون از دهان و بینی ندا فواره می کند.

    دختر جوان وقتی صبح پای به خیابان گذاشته است چه می دانسته است که تا غروب بر روی همین خیابان جان خواهد داد. و چه می دانسته که پدر و مادری را که از آنها خداحافظی کرده است دیگر برای همیش نخواهد دید. و چه می دانسته است که در گوشه ای دیگر از این شهر گلوله ای سربی انتظارش را می کشد. مسلماً اینها را نمی دانسته است چرا که او نه به قصد جنگ پای از خانه بیرون گذاشته و نه عازم میدان نبرد بوده است.

    جای بس تأسف است که حفظ قدرت چند روزه برای عده ای چنان ارزشمند است که در مقابل آن جان انسانها برایشان چنین بی مقدار گردیده است. همانهایی که نه تنها ادعای پیروی بلکه دعوای جانشینی انسانی چون «علی» را می کنند و خودشان از پیشوایشان روایت های این چنینی نقل می کنند: وقتی که زیوری از پای یک زن یهودی گم شد ، گفت از این غصه اگر مومنی بمیرد رواست. یا از همو نقل می کنند که گفت اگر گرانبهاترین چیزها(تمام جهان) را به او بدهند  تا « پر کاهی را به ظلم از دهان مورچه ای بگیرد» ، چنین نخواهد کرد. و حقیقتاً هم نکرد. و همین ها ادعا می کنند که پیرو و جانشین کسی هستند که «بیست و پنج سال خانه نشینی اختیار کرد» و افسار مرکب حکومت را به گردنش رها کرد ، مبادا که آسیبی به نهال نوپای دین برسد. به راستی اعمال چنین اشخاص که سنگ پیروی از علی را به سینه می زنند و خود را تنها نجات دهندگان دنیا می پندارند ، با کردار امامشان کوچکترین سنخیتی دارد. و یا اینکه این یک خیمه شب بازی مسخره با نام دین و برای حفظ قدرت بیش نیست.

    و أسفبارتر اینجاست که چنین اشخاصی با تکیه زدن به جایگاه رهبری دینی و سیاسی مردم لجن اعمال ضد انسانی و فریب کاری های سیاسی شان را به چهره بی دفاع دین می مالند. و برای توجیه دروغ پراکنی های سیاسی و جاه طلبی لجام گسیخته شان از حساب دین خرج می کنند.

 

درباره وبلاگ

گفتم زکجائی تو تسخر زد و گفت ای جان/ نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه/ نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل/ نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه/ گفتم که رفیقی کن بامن که منم خویشت/ گفتا که بنشناسم من خویش ز بیگانه/ من بی دل و دستارم در خانۀ خمّارم/ یک سینه سخن دارم هین شرح دهم یانه
موضوعات
وطن
دین
علی
ندا
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
نويسندگان
پيوند ها
قالب وبلاگ