پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

کز نیستان تا مرا ببریده اند از نفیرم مرد و زن نالیده اند

پنجشنبه ۱۳٩٥/٤/٢٤

این اشک بی پایان آسمان...

کلمات کلیدی :

دو روز است که دل آسمان به شدت گرفته است و بی وقفه اشک می ریزد. مثل آسمان دل تو که مدام بهانه خورشید می گیرد و در حسرت «آشتی» دوباره «آفتاب» با «زمین» یکسره بارانی است...



چهارشنبه ۱۳٩٥/۳/۱٢

قلب خورشیدی

کلمات کلیدی :قلب خورشیدی

پس از روزهای خاکستری که دل آواره روزها را زیر باران غم سپری کرده است، وقتی خورشیدلبخند طلایی اش را  به رویت هدیه می کند، ابرهای غصه در آسمان دلت پاره پاره می شود. چه نزدیک، چه گرم و پر حرارت و چه سوزان... وقتی آفتاب به رویت می خندد، هیچ گوشه تاریکی در دلت نمی ماند از روشنی از شادی، عشق و زندگی پر می شوی.

در سینه ات گویی قلب خورشیدی کار گذاشته اند... نه حقیقت همین است تو صاحب اولین قلب خورشیدی دنیا هستی. وقتی در کنار آفتاب است و شعاع های زندگی بخش خورشید را لمس می کند، چنان می تپد که گویی حالاست که از قفس سینه بیرون بزند. اما وقتی که ابرهای خاکستری پرتوهای زندگی بخش خورشید را از او دور کند، تپش این قلب هم بی رمق می شود و خوب می دانی که بی آفتاب دیگر نمی تپد، می ایستد، می میرد. خوب عیب قلب خورشیدی همین است که بی آفتاب می میرد... و تو از آن روز می ترسی...

آه... اگر آفتاب مهربان، همان الهه روشنایی می دانست که تپش این قلب بسته به خنده بامدادی اوست... 



سه‌شنبه ۱۳٩٥/۳/٤

دیگ به دیگ می گوید...

کلمات کلیدی :مداخلات پاکستان، ملا منصور، طالبان

مثل «دیگ به دیگ می گوید رویت سیاه» را حتما شنیده اید. اما اگر این اواخر به گوشتان نخورده - اگر مثل من آواره مغرب زمین و دور از هم زبانان هستید که حتما خیلی وقت است به گوش تان نرسیده- حالا برایتان یک مصداق این مثل را بازگو می کنم.

در اخبار چند روز گذشته به نقل از وزارت خارجه پاکستان آمده بود که شخصی مقتولی که گفته می شود رهبر طالبان است ویزای ایران روی پاسپورتش خورده است. یعنی وزارت خارجه (سخنگو و نماینده رسمی سیاست خارجی دولت پاکستان) با آب و تاب این مسئله را برجسته کرده که رهبر طالبان به ایران سفر کرده است. یعنی ایهالناس طالبان با ایران ارتباط دارد. بگذریم که قصد این یادداشت دفاع و یا نادیده گرفتن مداخلات حکومت ایران در افغانستان نیست. اما این که چه کسی مدعی ارتباط طالبان و ایران می شود و فریاد «آی دزد! آی دزد!» بلند می کند، جالب است.

این نمایندگی رسمی دولت پاکستان نکات خیلی مهم و برجسته در مورد این رویداد (کشته شدن ملا منصور) را نادیده می گیرد، از جمله: به اینکه پاسپورتی که مثلا ویزای ایران روی آن خورده از کجا صادر شده و در واقع هویت جعلی برای او در کجا درست شده، دوم این که رهبر بخت برگشته طالبان و قبل از او بنیان گذار فقید شان و همچنین پیشوای کبیر القائده جناب اسامه و بسیاری دیگر از مهره های ریز و درشت طالبان و القائده در درون مرزهای پاکستان به دام شکارچیان آمریکایی گرفتار شده اند، اشاره ای نمی کند و تنها با استناد به یک ویزای ایرانی که جعلش از پاسپورتی که در جیب ملا منصور بوده به مراتب آسانتر است، رابطه رهبران طالبان با ایران را در بوغ و کرنا می کند.

واقعیتی که حکومت پاکستان اصلا به روی خود نمی آورد این است که بسیاری از همین رهبران طالبان و القائده قبل از اینکه نسخه مرگشان به دست اوباما پیچیده شود، در داخل پاکستان با ناز و نعمت و در کمال آزادی نه تنها به زندگی بلکه به فعالیت های حساس هدایت گرانه شان که ساماندهی حملات مرگبار بر مردم بی پناه افغانستان بود، ادامه می دادند. و در صورت لزوم از مشاوره افسران کارشته استخبارات پاکستان هم کمک و مشاوره می گرفتند.

به راستی که این چنین اظهارات و فرافکنی های مقامات رسمی پاکستان همان مثل «دیگ به دیگچه می گوید رویت سیاه» را به یاد آدم می آورد.



دوشنبه ۱۳٩٥/۳/۳

تولد خورشید

کلمات کلیدی :

 

غنچه عشق شکوفا شد

و نهال خوشبختی ردای زندگی پوشید،

وقتی که خورشید لبخند طلایی اش را به تاریکی دنیا هدیه کرد.




شنبه ۱۳٩٥/۳/۱

پایان داستان...

کلمات کلیدی :

بالاخره تمامش می کنی. سه ماه است که فکر و و قتت را مشغول کرده. چیزی حدود پنجاه صفحه می شود. پیش از شروع نوشتن هیچ فکر نمی کردی این قدر زیاد شود. اما و قتی اولین صفحه را نوشتی هر بار چیزی تازه ای به نظرت می رسید. بالاخره بعد از شبها دیرخوابی و این که رخصتی یک هفته ای بارسلونا را هم به فکر کردن و نوشتن اختصاص دادی به پایان داستان رسیدی و تازه مشکلات شروع شد. به خاطر پایان بندی چه درگیری که با خودت داشتی. حتی سر کار هم گاهی فکرت درگیر بود طوری که مشتری ها با تعجب نگاهت می کردند و گاه مجبور می شدند صدایت کنند... به هر شکل تمام شد ولی خب جای کار زیاد دارد. باورت این است که وقتی نوشتن داستان تمام می شود تازه کار نویسنده شروع می شود. حالا که نگاه می کنی می بینی که خیلی جاها باید کار کنی. این هفته مجبوری دست بکشی اما از اول جون (ژوئن) باید فشرده تر روی اصلاحات کار کنی...



سه‌شنبه ۱۳٩٥/۱/۳۱

عشق آفتاب

کلمات کلیدی :

تو از عشق به خورشید دم میزنی

ازعشقی که به خیالت بی نظیر است

اما عشق تو کجا و عاشقی خورشید کجا

آن ستاره عاشقی که در آتش عشقش می سوزد اما

لبخند  زندگی بخشش را از تو دریغ نمی کند

عشق یعنی عشق آفتاب



پنجشنبه ۱۳٩٥/۱/٢٦

روءیای آفتاب

کلمات کلیدی :خورشید

هرچند که روزهایت در حسرت آفتاب به شب می رسد

اما شبی  نیست که خورشید در کنارت نباشد

آسمان روءیایت مگر می شود غرق نور نباشد...

اما وقتی که آفتاب ، آن مهر درخشان،

به رویت لبخند بزند و بگوید

که شبی تو به خوابش رفته ای

آسمان غم انگیز دلت روز و شب نور شادی به خود می گیرد...



دوشنبه ۱۳٩٥/۱/٢۳

انتظار بی پایان

کلمات کلیدی :

یکشنبه دلگیر دیگر

در حسرت خورشید گذشت

هوا گرم و آفتابی است

اما دلت برای خورشید تنگی می کند

برای لطافت گرمایش بر گونه های سردت

برای روشنای زندگی بخشش بر قلب خسته و بی رمقت

و

چشم هایت در انتظار آن ستاره مهربانی همچنان مسافر افق بی پایان است...